عکاسی آنی
عکاسی آنی یا اسنپ شات در تعریف کلی آن به عکس هایی اطلاق می گردد که توسط آماتورها و با دوربین های ساده، جهت ثبت اتفاقات ساده گرفته می شوند.






پیدایش

عکس های آنی در اثر پیشرفت های تکنیکی نظیر تکنولوژی شاتر سرعت بالا از اویل دهه ۱۸۶۰ و پیشرفت رو به رشد فیلم های سریع تر و حساس تر، امکان پذیر گردیدند.






زیبایی شناسی

زیبایی شناسی آنی، اشکال متفاوتی به خود گرفته است. یکی رویکرد درونی شخصیتی و پذیرفته شده توسط هنرمندانی نظیر آلفرد استیگلیتس و دیگری رویکرد محکم ثبت واقعیت است که مفهوم لحظه قطعی هانری کارتیه برسون، تبلور آن می باشد.






تأثیرگذاری ها

عکاسی آنی بر عکاسان جدید خیابانی نظیر ویلیام کلاین و گری وینوگراند اثر گذاشت. همچنین در ایجاد روش شاعرانه تری از عکاسی شهری در سنت عکاسی اومانیستی نیز مؤثر بود.





عکاسی اجسام بی‌جان

عکاسی اجسام بی‌جان یا عکاسی طبیعت خاموش (به انگلیسی: Still life photography) شاخه‌ای از هنر عکاسی می‌باشد٬ که به ثبت تصویر از اشیاء بی‌جان و معمولاً غیر متحرک همچون شعله شمع٬ دود٬ گل‌ها، غذا، سنگ٬ کتاب، جواهرات٬ لوازم التحریر٬ میوه‌ها و سایر اشیا محیط پیرامون می‌پردازد.

عکاسی از اجسام بی‌جان در حقیقت جزو سبک‌های مشکل عکاسی محسوب می‌شود٬ عکاسان این سبک باید توانایی نورسنجی دقیق را داشته و از ذوق ترکیب بندی بالایی برخوردار باشند. هدف اصلی در عکاسی طبیعت بی‌جان٬ بیان ایده و مفهومی خاص٬ به ساده‌ترین و روشن‌ترین شکل ممکن است.

وجه تمایز اصلی این سبک با سایرسبک‌ها٬ در حقیقت به چیدمان صحنه عکس مربوط است؛ چیدمان در حقیقت همان چیدن صحنه عکس و ساختن صحنه است؛ در این سبک٬ عکاسان در حقیقت بیشتر عناصر عکس را می‌سازند تا اینکه صرفاً سرگرم عکاسی باشند.






تاریخچه

این سبک از عکاسی جزو قدیمی‌ترین سبکهای عکاسی می‌باشد و امروزه جزو پرطرفدارترین ژانرهای عکاسی نیز محسوب می‌گردد. اولین عکس‌های این سبک مربوط به اوایل قرن ۱۹ می‌باشد و آن عکسی است با نام میز نهارخوری اثر نیِپس که به روش هلیوگرافی (heliography) ثبت شده است و مدت زمان ثبت این عکس حدود ۴ ساعت بوده است؛ در این تصویر چاقو، قاشق، شیشه، لیوان، کاسه، بطری، گلدان و قهوه جوش بخوبی مشاهده میگردد.

پس از آن قدیمی‌ترین عکس این سبک که با استفاده از صفحه‌های نقره‌ای (daguerreotype) ثبت شده است نیز اثری است مربوط به سال ۱۸۳۷ که در استودیویی با نام داگر ایجاد شده بود.
چیدمان و ساختار بندی

در عکاسی طبیعت خاموش٬ این عکاس است که عناصر صحنه را می‌سازد٬ و با توجه به این نکته٬ همانقدر که این سبک عکاسی به دلیل حساسیت چیدمان٬ سخت است٬ به دلیل آزاد بودن عکاس در تعیین ساختار تصویر٬ آسان می‌باشد.

برای چیدمان بهتر٬ میتوان از قانون یک‌سوم و همچنین قابهای مصنوعی استفاده نمود. انتخاب اجسامی که تفاوت رنگی زیادی با یکدیگر دارند نیز (کنتراست رنگی بالا) بر اثرگذاری بیشتر تصاویر گرفته شده در این سبک می‌افزاید.

در کادربندی هنگام ثبت عکس نیز بایستی بسیار دقت نمود؛ عکاس باید به گونه‌ای کادربندی کند تا تصویر محدود گردد و توجه بیننده به سمت سوژه اصلی هدایت شود.






پس زمینه

بیشتر عکاسان از پس زمینه‌های به رنگ روشن و ساده استفاده می‌کنند٬ چراکه به آنها این اطمینان را می‌دهد که پس زمینه توجه را از سوژه اصلی منحرف نمی‌کند٬ البته این یک قانون ثابت و همیشگی نیست؛ برخی عکاسان باتجربه‌تر٬ قادر هستند تا بدون توجه به پس زمینه٬ عکسهای زیبایی در این سبک خلق کنند. شما می‌توانید هر پس زمینه‌ای را که دوست دارید برای کار خود انتخاب کنید٬ که می‌تواند یک دیوار آجری با بافت درشت باشد یا یک پرده یا هرچیز دیگر.به طور معمول برای اجسام به رنگ روشن٬ یا نورانی(مانند شمع شعله‌ور) از پس زمینه‌های تیره و برای اجسام تیره از پس زمینه‌های روشن بهره می‌برند.
نورپردازی

در این سبک دیگر مشکلات نوری در عکاسی٬ مانند سایر ژانرهای عکاسی مطرح نیست٬ چراکه در آن عکاس میتواند در طول روز با استفاده از نور طبیعی و انعکاس دهنده‌های نور٬ عکاسی کند و در هنگام مناسب نبودن نور محیط٬ به راحتی با نورپردازی مصنوعی مشکل را حل نماید.

برای بهبود نور محیط٬ در صورت مناسب نبودن آن٬ اولین و بهترین گزینه برای عکاسان این سبک٬ استفاده از سافت‌باکس است.





عکاسی از آسمان
عکاسی از آسمان به عکاسی از آسمان یا ابرها گفته می‌شود. البته میبایست خاطر نشان کرد که این ثبت عکس از آسمان با عمق میدان ها و زوایای متفاوت و در زمان های خاصی می تواند صورت گیرد . بطور مثال ثبت عکس با لنز واید از یک آسمان صاف یا ابری و یا با لنز تله از یک تکه ابر ، هوای بارانی ، شفق قطبی ، رعد و برق و غیره ...





عکاسی از رد ستاره‌ها

عکاسی از رد ستاره‌ها نوعی تکنیک عکس‌برداری از نوع عکاسی نجومی است که از حرکت زمین و ستاره‌ها ناشی می‌گردد، به طوریکه پس از عکاسی خطوط منحنی رد ستاره‌ها ثبت می‌گردد. هنگامی که زمین به گرد خود می‌چرخد، ستاره‌ها در یک جایگاه ثابت قرار نمی‌گیرند (از لحاظ دید چشم زمینی) و به نظر می‌رسد ستاره‌ها کم و بیش به سمت غرب دارای حرکت هستند.

وقتی از ستاره‌ها عکاسی می‌کنیم، به دلیل طولانی شدن زمان نوردهی و گردش زمین به دور خود، ستاره‌ها مانند خطوط منحنی بر روی فیلم ثبت می‌شوند. اگر بخواهیم این مورد را بر طرف کنیم، دوربین باید به وسیلهٔ یک موتور درایو، در خلاف جهت حرکت زمین و با سرعت مناسب به گردش در آید.






عکاسی از طبیعت
عکاسی از طبیعت، عکاسی از مناظر طبیعی، زندگی وحوش، گیاهان و تصاویری از بافت‌های طبیعی می‌باشد. عکس‌های این سبک به طور معمول خالی از حضور انسان یا عناصر انسانی - همچون ساختمان‌ها - و حتی حیوانات دست‌آموز و اهلی است.





عکاسی از مجسمه

اکثراً عکاسی از مجسمه را با عکاسی معماری در یک گروه و ردیف قرار می‌دهند. در صورتی که چنین قرابتی وجود ندارد، زیرا اگر چه این دو موضوع در حقیقت همسایه یکدیگرند، اما تکنیک عکسبرداری از هر یک از آن‌ها به قدر کافی با دیگری اختلاف دارد. امکان تجزیه و تحلیل در عکاسی از مجسمه بسیار زیاد است و اغلب آن را به هنر پرتره می‌توان نزدیک‌تر دانست. عکاس در این مورد آزادی عمل قابل ملاحظه‌ای دارد و شخصیت او به خوبی می‌تواند تجلی کند.

انتخاب نور ملایم یا خشن، انتخاب زاویه تابش آن، انتخاب زاویه دید و بالاخره انتخاب کادر چه در موقع گرفتن عکس و چه در حین آگراندیسمان مسایلی هستند که هر یک بر حسب تکنیک شخصی عکاس می‌تواند حل و فصل شود.

انتخاب زاویه دید صرفاً از نقطه نظر پرسپکتیو صحیح کافی نیست، بلکه برای بهتر نشان دادن مجسمه از حالت و وضع آن نیز باید یاری جست. کافی است دور مجسمه بچرخید تا ببینید برای قرار دادن دوربین چقدر نقاط زیادی وجود دارد. تصادفاً اغلب آنها نیز خوب و مناسب است. در این میان آنهایی ترجیح دارند که اصالت اثر را بر هم نزنند. بر حسب اینکه بخواهید سر تا پای مجسمه را بگیرید یا فقط نیمی از اندام آن را، تمام صورت و یا جزئی از حالت صورت را، خواهید توانست تصاویر بسیار متعدد و مختلفی از یک مجسمه به دست آورید. یکی از شرایط مهم و اصلی موفقیت در عکاسی از مجسمه، نمایاندن جنس آن است، به نحوی که با یک نگاه، مرمر از سنگ و فلز از چوب تشخیص داده شود.





عکاسی از مناظر
عکاسی از مناظر نوعی از عکاسی است که از فضای طبیعی در زمین عکاسی می‌شود که گاهی این مناظر خیلی بزرگ و پایان ناپذیرند و گاهی هم خیلی کوچکند. برای عکسبرداری از مناظر نیاز به عمق میدان وضوح بالا وجود دارد، بنابراین استفاده از لنزهای نرمال و واید و همچنین استفاده از اعداد بالا برای دیافراگم ( برای مثال 22 ) کمک بسیاری برای ثبت تصاویر با کیفیت خواهند کرد. استفاده از سه پایه برای عکسبرداری از مناظر در شب لازم است. برای عکاسی از مناظر در شب، بی حرکت بودن دوربین عکاسی مهمترین مسئله برای ثبت تصویر با کیفیت است.





عکاسی انتزاعی

انتزاعی یا آبستره در برابر واقعی قرار میگیرد. واقعی چیزی است که در جهان وجود داشته باشد و انتزاعی چیزی که به شکل خالصش در جهان نباشد. عکاسی انتزاعی، شاخه‌ای از عکاسی است که با حذف برخی ویژگی‌های سوژه و پررنگ کردن برخی دیگر، به بیانی انتزاعی دست می‌یابد.

در هنر دو نوع انتزاع استفاده میشود: یکی پدید آوردن چیزهایی که در خارج وجود ندارند، یعنی واقعی نیستند، و دیگری بازنمایی واقعیت ها با حذف برخی بخشهای غیر ضروری آن ها. حالت اول در عکاسی ممکن نیست و تنها حالت دوم باقی میماند. در این حالت عکاس با حذف برخی خصوصیات یک چیز، تاکید بیشتری بر جنبه های مهمتر سوژه میکند و به بیننده امکان میدهد که سوژه را از همان جنبه ای که او میبیند ببیند. به عنوان نمونه اگر شما بتوانید در عکسی خود به نوعی قد و وزن انسانی را حذف کنید و کاری کنید که تنها مفهوم انسانیت او منتقل شود، عکس شما آبستره خواهد بود.

ما جهان پیرامون خود را رنگی میبینیم و اگر تصویری سیاه و سفید باشد، انتزاعی و غیر واقعی است. استفاده از زوایای غیر معمول نیز باعث می‌شود که عکس حالت طبیعی نداشته باشد و در کار انتزاعی کردن می‌تواند فاکتور مهمی باشد. در این حالت شما کاری کرده‌اید که بیننده تصویر را از طریق عادت همیشگی خود نبیند و تا حدی از حالت معمول جدا شود و این نوعی انتزاع است. اغراق در رنگ، واید یا تله بودن بیش از حد، فکوس بیش از حد در سوژه ها، استفاده از ساتریشن (وی واید یا رنگ) بسیار غلیظ، استفاده از کنتراست بالا، تصاویر سیاه یا ضد نور، حرکت دوربین در حین عکاسی و هر گونه استفاده غیر معمول از تجهیزات عکاسی، گونه‌ای انتزاعی به عکس ها خواهد بخشید.





عکاسی پرتره
عکاسی پرتره، شاخه‌ای از عکاسی است که در آن از چهره انسان عکسبرداری می‌شود.
روش‌های نورپردازی

نورطبیعی
نورپردازی رامبراند
نورپردازی پروانه‌ای







انواع

این نوع عکاسی خود شامل انواع مختلفی است:

پرتره تمام قد
پرتره پرسنلی
پرتره هنری
پرتره سیاسی
پرتره تبلیغاتی
پرتره خانوادگی
و....

معمولاً فاصله‌های کانونی لنزهای مورد استفاده برای عکاسی پرتره بخاطر بار روانی لنزهای واید و نرمال(بسیاری از افراد در هنگام قرار گرفتن در مقابل دوربین های عکاسی یا فیلمبرداری دچار انقباض در عضلات صورت خود می شوند به گونه ای که نوعی اضطراب در چهره آنها نمایان می شود، بنابراین با استفاده از لنزهای تله و فاصله گرفتن از سوژه این مشکل تا حد قابل توجهی کاهش می یابد)، از دو برابر نرمال به بالا و بخاطر کاهش شدید عمق میدان وضوح در لنزهای تله بلند، کمتر از چهار برابر لنز نرمال است. بهتر است عکس‌های پرتره را با عمق میدان کم (یعنی با دیافراگم باز) تهیه کرد تا پس زمینه محو شود و سوژه با تاکید بیش تری دیده شود.






کارگاه عکاسی

کارگاه‌های عملی عکاسی پرتره به منظور آموزش نورپردازی و پوزیشن تصویر توسط نهادهای آموزشی برای هنرجویان بر‌گزار می‌شود. در این کارگاه‌ها هر کارآموزی با کارهای مختلفی از قبیل نورپردازی، روتوش نگاتیو (در عکاسی آنالوک)، تکنیک‌های ادیت (فتوشاپ و ...) آشنا شده و بسته به ذوق و روان خود آنها را برای بدست آوردن نتیجه مطلوب در عکاسی پرتره بکار می‌گیرد.






عکاسان پرتره

یوسف کارش
فخرالدین فخرالدینی
هادی شفائیه
سید مهدی امیری دشت بیاض - باهر






عکاسی تبلیغاتی
عکاسی تبلیغاتی (به انگلیسی: Commercial photography) ، شاخه‌ای از عکاسی است که عکاس از محصولات، کالاها، تولیدات و خدمات افراد یا شرکت‌‌ها عکسبرداری می‌کند.





عکاسی تجاری

(عکاسی تجاری(به انگلیسی: Commercial Photography)، به هر نوع عکاسی که برای آن به عکاس پولی پرداخت می‌شود، اطلاق می‌شود. در واقع عموماً در این نوع عکاسی، برای عکاس کمتر جنبه هنری کار اهمیت دارد.

این تعریف شامل عمده‌فروشی، خرده‌فروشی و استفاده‌های حرفه‌ای از عکاسی می‌شود.

در این شاخه از عکاسی کلام مشهوری وجود دارد، مبنی بر این که "یک عکس به اندازه یک‌هزار حرف می‌ارزد" (A picture is worth a thousand words)

عکاسی تجاری می‌تواند شامل: عکاسی تبلیغاتی، عکاسی مد، عکاسی گلامور، عکاسی از صحنه جنایت، عکاسی اجسام بی‌جان، عکاسی خوراکی، انواع عکاسی خبری، عکاسی پرتره، عکاسی عروسی، عکاسی از مناظر، عکاسی حیات وحش و پاپاراتزی شود.





عکاسی جدایی‌طلب
عکاسی جدایی‌طلب، ژانری از عکاسی بود که در سال ۱۹۰۲ توسط آلفرد استیگلیتس پایه گذاری شد تا جدایی از پیکتوریالیسم مسلط بر فضای عکاسی آمریکا را ابلاغ نماید. این جنبش با گذار از پیکتوریالیسم به عکاسی صریح، نشانگر آغاز مدرنیسم در عکاسی می باشد. پایان رسمی این جنبش، با پیوستن آلفرد استیگلیتس به جنبش عکاسی صریح و تحت تأثیر پل استرند به وقوع پیوست.





عکاسی جنگ
عکاسی جنگ شاخه‌ای از عکاسی‌ست که به ثبت تصاویر از درگیری‌های مسلحانه و زندگی در مناطق جنگ‌زده می‌پردازد. عکاسی جنگ به مردم کمک می‌کند تا عمق یک فاجعهٔ جنگی را که از طریق نوشتار قابل انتقال نیست درک کنند.






تاریخچه

جنگ‌های داخلی آمریکا نقطهٔ شروع عکاسی جنگ بود. در این عکس‌ها چهرهٔ خشن و بی‌پرده‌ای از زشتی‌های این جنگ داخلی برای مردم فاش شد. در واقع مردمی که جنگ داخلی را اقدامی شرافتمندانه به حساب می‌آوردند با دیدن تصاویری از واقعیت‌های این جنگ شوکه شدند.

به علت حساسیت‌های نظامی و استراتژیک، اجازهٔ تصویربرداری چندانی در جنگ جهانی اول به عکاسان داده نشد، هر چند عکاسی از پیکارهای مبارزاتی، سال‌ها پیش از این جنگ آغاز شده بود.

عکس‌های جنگی در طول جنگ جهانی دوم بیشتر ترغیب‌کنندهٔ روحیهٔ میهن‌پرستی و افشاکنندهٔ بی‌عدالتی‌های اجتماعی بود. اما عکس‌های تکان‌دهنده از فاجعه‌های جنگ ویتنام باعث ایجاد روحیه و تفکرات ضد جنگ در مردم شد.






سوژه‌های عکاسی

سوژه‌های عکاسی جنگ می‌توانند خارج از محدودهٔ جبههٔ یک جنگ نیز باشند. ثبت تصاویر ویرانه‌های به‌جامانده از جنگ و لطمات انسانی نیز در حوزهٔ همین عکاسی قرار دارد. در واقع هدف اصلی عکاسی جنگ، به‌تصویرکشیدن چهرهٔ انسانی است که به هر شکل درگیر این نزاع و درگیری است؛ خواه یک سرباز خسته باشد خواه یک کودک غمگین.

همانطور که تاریخ نشان داده است، عکاسی جنگ تاثیر زیادی در افکار عمومی دارد و ممکن است مانند مثال جنگ ویتنام، مردم را در مقابل سیاست کشور قرار داده و حتی دولتمردان را مجبور به توقف جنگ کنند.





عکاسی حیات وحش

عکاسی حیات وحش، شاخه‌ای از عکاسی است که در آن از حیوانات و جانوران زنده و در محیط طبیعی آنها عکسبرداری می‌شود.
عکاسی در این سبک، نیاز به دانش بالا و تجربهٔ فراوان در زمینهٔ عکاسی و آشنایی با رفتار حیوانات گوناگون دارد. عکاسان باید توان اثبات طبیعی بودن تصاویر را داشته باشند؛ عکاسی از حیوانات اهلی جزو عکس‌های این ژانر محسوب نمی‌شود.
در عکاسی از حیات وحش، عکاس به دنبال به تصویر کشیدن حیوانات جالب به همراه حرکاتی مانند غذا خوردن یا جنگیدن آن‌ها است. اگر چه عکاسی از حیات وحش و یا شکار برای دنیای عکاسی تکرای است.

در این نوع عکاسی، دهانه ی باز لنز برای دستیابی به سرعت بالا و ثبت سوژه‌ی در حال حرکت و محو کردن پس زمینه استفاده می‌شود. همچنین عکاسان حیات‌وحش، از لنز تله استفاده می‌کنند بنابراین عکاسان حیات وحش بیشتر احتیاج به سه‌پایه دارند. آن‌ها همچنین برای این که بتوانند به حیات وحش نزدیک‌‌تر شوند احتیاج به وسایلی برای استتار دارند. گاهی برای اینکه قدرت مانور عکاس برای تعقیب حیوانات وحشی زیاد شود از تک پایه استفاده میشود. تک پایه‌ها به دلیل سبک بودن و قابلیت تحرک سریع بهتر از سه پایه ها عمل می‌کنند. سید بابک موسوی یکی از عکاسان برتر حیات وحش ایران می‌باشد و تاکنون عکسهای بسیار خوبی از حیات وحش ایران به ثبت رسانده است.





عکاسی خبری

عکاسی خبری یا فتوژورنالیسم به عکس‌هایی گفته می‌شود که پبام و هدف اصلی آنها خبر رسانی است. و آنگونه که کارشناسان رسانه تعریف می‌کنند؛ عکاسان خبری، همان نویسندگان مقاله و مخبران خبر به وسیله تصویر یا همان عکس هستند

سه تعریف رایج درباره عکاسی خبری وجود دارد:

هنری است که برای قصه‌گویی عکاسانه به کار گرفته می‌شود تا زندگی را مستند کند. پدیده‌ای جهانی است و به همه مربوط است و از محدودیت‌های زبانی و فرهنگی عبور می‌کند. فتوژورنالیسم ما را به عکس‌هایی ارجاع می‌دهد که یک داستان را بیان می‌کند؛ مثل عکس‌هایی که در رسانه‌های خبری می‌بینیم یا مجلات، گاه‌نامه‌ها یا هفته‌نامه‌ها. این عکس‌ها می‌تواند دربر گیرندهٔ عکاسی مستند، عکاسی تبلیغاتی، عکاسی در صحنه، عکاسی ورزشی، زندگی جاری، علایق انسانی و به تصویر کشیدن شیوه معاصر و رایج زندگی باشد. اما نکتهٔ مهم در این بخش این است که در فتوژرنالیسم روایت عکس مقدم بر قضاوت است، یعنی باید عکس، دیگران را به قضاوت بکشد، پس لازم است به عکاسان خبری گفته شود: سعی نکنید قضاوت خود را به عکس القا کنید. در فتوژرنالیسم، عنوان یا مضمون مقدم بر عکس است و باید به مخاطبان و بینندگان و کسانی که داوری می‌کنند کمک کند تا خودشان داستان یا ماجرا را کشف کنند.
ژورنالیسمی است که داستانی را از طریق تصاویر بیان می‌کند. می‌توان این‌طور برداشت کرد که در ذهن غربی‌ها، فتوژرنالیسم تک فریم نیست؛ به همین علت است که همیشه یک فیچر یا گزارش تصویری جداگانه دارند و یک تک فریم؛ که تک فریم در واقع اوج گزارش تصویری است.

تعریف آخری که از فتوژورنالیسم می‌توان عنوان کرد این است که گفته شود:

شکلی ویژه از ژورنالیسم است که تصاویری را خلق می‌کند تا داستانی خبری را بازگو کند؛ هرچند معمولاً این‌طور فهم می‌کنند که اصل بر تک فریم است، در حالی که اینطور نیست. در حالت عام‌تر هم به مطالب بسیار مهم و جدی که عکاسی شده‌است گفته می‌شود.






عکاسی در شب
عکاسی در شب، به عکاسی در فضای آزاد در ساعات شب گفته می‌شود. عکاسی در شب، معمولاً با دیافراگم‌های بسته و زمان‌های نوردهی طولانی انجام می‌‌شود. در این عکاسی نقاط نورانی متحرک به‌ صورت خطی نورانی و کشیده در صفحه حساس عکاسی ضبط می‌شود.






تاریخچه

در اوایل سال ۱۹۰۰، آلفرد استیگلیتز - Alfred Stieglitz - و ویلیام فریزر - William Fraser -، شروع به عکاسی در شب کردند. بیل برانت - Bill Brandt - و براسای - Brassai - پایه‌گذاران اصلی عکاسی در شب هستند. در سال ۱۹۳۲ اولین کتاب عکاسی در شب را که عکس‌های او از خیابان‌های پاریس بود با نام پاریس در شب - Paris de Nuit - منتشر کرد. در طول جنگ جهانی دوم، بیل برانت عکس‌هایی سیاه و سفید از خیابان‌های لندن در زیر نور مهتاب تهیه نمود.

در سال ۱۹۹۰ عکاس متولد انگلیس، مایکل کننا - Michael Kenna - موفق‌ترین عکاس شب معرفی شد. عکس‌های سیاه و سفید مایکل که اغلب در ساعات طلوع و غروب خورشید از سان فرانسیسکو، ژاپن، فرانسه، و انگلستان تهیه شده بود، ارائه گردید. به یادماندنی‌ترین پروژه‌های مایکل تصویر نیروگاه راتکلیف در شرق میدلندز، انگلستان، و تصاویری از اردوگاه‌های کار اجباری نازی‌ها پراکنده در سراسر آلمان، فرانسه، بلژیک، لهستان و اتریش است.

در آغاز قرن ۲۱ با محبوبیت دوربین‌های دیجیتال، کار عکاسی در شب بسیار آسان‌تر شد. امروزه صدها وب سایت در این خصوص وجود دارند.






ضریب شوارتز شیلد

شوارتز شیلد، در تحقیقات خود، در خصوص عکسبرداری از ستارگان متوجه گردید که نورسنجی عادی در زمان‌های نوردهی طولانی منجر به نتیجه عادی نمی‌باشد. یعنی هر چه زمان نوردهی طولانی‌تر باشد، نوردهی کفایت لازم را برای یک اکسپوز صحیح نمی‌دهد. بدین خاطر ضریبی را محاسبه و ایراد کرد، که به تناسب زمان نوردهی، لحاظ شده و اصلاح عدم کفایت نوردهی را می‌نماید. این ضریب در عکاسی به ضریب شوارتز شیلد معروف است.





عکاسی خیابانی
عکاسی خیابانی (به انگلیسی: Street Photography) به عنوان بدنه هنر عکاسی، صحنه‌هایی از زندگی روزمره مردم را سوژه اصلی خود قرار می‌دهد. خیابان‌ها، پارک‌ها، کارناوال‌ها، محل‌های خرید و مراکزی که مردم گرد هم می‌آیند، محل اصلی تهیه عکس‌های خیابانی است. هر چند این عکاسی شاخه‌ای از عکاسی مستند به شمار می‌آید اما از بعضی لحاظ با هم متفاوت هستند از جمله اینکه هدف اصلی عکاسی خیابانی به تصویر کشیدن مردم است و نه پوشش یک اتفاق. در واقع این شاخه از عکاسی آیینه‌ای است در برابر مردم که گاهی نیز با شوخ طبعی و یا لحنی طعنه‌آمیز پیام‌های سیاسی و یا اجتماعی را منتقل می‌کند که در چنین شرایطی به عکاسی مستند نزدیک می‌شود. سال‌های ۱۹۷۵ تا ۱۹۸۰ نقطه اوج و شکوفایی تاریخ عکاسی خیابانی است.





عکاسی رنگی
پس از کشف ترکیبات رنگی حساس به رنگ‌های نور و فیلم سیاه و سفید پنکرومیک، تکنیک عکاسی رنگی توسعه یافت و عمومیت یافتن آن به ظهور کوداکروم مربوط می‌شود که در سال ۱۹۳۵ در دسترس مصرف کنندگان قرار گرفت.






پیشینه

در سال ۱۶۱۱ دومینیس نشان داد که نور مرئی از سه نور اساسی قرمز، سبز و آبی، تشکیل شده‌است که به آنها رنگهای اولیه می‌گویند. این مفهوم در توسعه نظریه عکس رنگی و عکاسی رنگی بسیار مفید واقع شد و در سال ۱۸۶۱ این عقیده کم کم قوت گرفت که برای توسعه تصویر رنگی، یک فیلمی از سه لایه باید ساخت که هر لایه آن نسبت به یکی از سه رنگ اولیه حساس باشد. این نظریه توسط ماکسول دانشمند معروف انگلیسی ارائه شد و هم او بود که اولین عکس رنگی را گرفت. و نتایج به دست آمده توسط وی بعدها با نظریه جدید مربوط به این فن، کاملاً مطابقت داشت.






سیر تحولی و رشد عکاسی

در سال ۱۸۳۹ واگر ضمن بررسی‌های بیشتر دریافت که برای برداشتن هالیدهای نقره نور نامرئی باقی‌مانده برروی فیلم یا صفحه عکاسی باید از محلول تیوسولفات سدیم استفاده کرد که با نمکهای نقره، تیوسولفات نقره محلول در آب که قابل شستشو با آب است تولید می‌کند (این واکنش توسط هرشل بیست سال قبل از آن کشف شده بود). فرایند پیشنهادی واگر موجب شد تا بتوان در کمتر از یک دقیقه عکس را ثابت کرد. در سال ۱۸۴۱ یک انگلیسی بنام ویلیام تالبوت استفاده از فرایند تازه‌ای را اعلام کرد. این فرایند شامل تهیه کاغذ حساس در مقابل نور به وسیله یدید نقره‌است. عکس را بر روی این نوع کاغذ به وسیله اسید گالیک می‌توان ظاهر کرد. تصویر بدست آمده دقیقاً برعکس وضعیت شیئی است که از آن به دست می‌آید (یعنی نواحی روشن آن تیره و نواحی تیره آن روشن ظاهر می‌شود عکس منفی). این تصویر منفی اگر بر روی یک کاغذ حساس عکاسی قرار داده شود و پس از قرار گرفتن در مقابل نور ظا هر شود عکسی مثبت که با وضعیت اولیه شیئی مطابقت دارد (تصویر مثبت) را می‌دهد. با وجود اینکه زمان لازم در فرایند تالبوت کمتر از فرایند داگر است، اما تصاویر به دست آمده چندان واضح نیست. آشکار است که برای رفع این نارسائی باید با روش مناسبی هالیدهای نقره را بر روی یک جسم شفاف تثبیت کرد. این کار در آغاز به وسیله سفیده تخم مرغ بر روی شیشه انجام می‌گرفت و تصویرهایی نسبتاً روشن بدست می‌آمد. اما این تصویرها به آسانی آسیب پذیر بود. سر انجام در سال ۱۸۷۱ این مشکل توسط یک عکاس آماتور و فیزیکدان به نام مادوکس بدین صورت از میان برداشته شد که وی امولسیون ژلاتینی از نمکهای نقره را بر روی شیشه یا کاغذ عکاسی تثبیت کرد.






تولید عکس رنگی

برای تولید عکس رنگی از سیستم فیلتر رنگ‌های اولیه استفاده می‌شود. این رنگها از طریق جذب نورهای اولیه توسط ترکیبات رنگی روی فیلم به وجود می‌آید. به این ترتیب که اگر یک ترکیب رنگی فقط رنگ اولیه نور را جذب کند، رنگ باقی‌مانده، آبی متمایل به سبز (سیان) خواهد بود، اگر نور آبی جذب شود، رنگ زرد و اگر نور سبز جذب شود رنگ قرمز متمایل به آبی (مگنتا) ظا هر می‌شود. هرگاه آمیزة کاملی از رنگهایی که بتوانند رنگهایی اولیه معینی را که در طول فرایند ظهور در امولسیون عکاسی تشکیل شودجذب کنند، یک تصویر با رنگ دلخواه تولید می‌شود. برای مثال، مخلوطی از مکنتا و سیان، رنگ آبی را ظا هر می‌کند. زیرا مگنتا نور سبز و سیان را جذب می‌کند و فقط نور آبی از مخلوطسه نور باقی می‌ماند که می‌تواند عبور کند.






ظهور رنگ

{{اصلی|ظهور (عکاسی)}} بیشتر فیلمهای رنگی به کمک یک فرایند رنگی حاصل از ترکیبات رنگی موجود در فیلم ظا هر می‌شوند که نخستین بار در سال ۱۹۱۲ توسط فیشر شیمیدان آلمانی کشف شد. اساس این فرایند اکسیده شدن ماده ظا هرکننده و تبدیل آن به یک جسم رنگ ساز است، که این ترکیب در واکنش با یک مولکول همتای خود، رنگ مورد نظر را به وجود می‌آورد. در بعضی از فیلمهای رنگی نظیر کوداکروم(II)، مولکول همتا در محلول ظهور حل شده و در مجاورت دانه های‌ها لید نقره، با مولکول رنگ ساز ترکیب می‌شود. در برخی دیگر از فیلمهای رنگی مانند کوداکروم، اکتاکروم، آننسکوکروم، مولکولهای همتا به طور یکنواخت در لایه‌های امولسیونی توزیع شده و در آن جسم رنگی مورد نظر را تشکیل می‌دهند. ظا هر کننده‌های رنکی عموماً از نوع آمین‌های جانشین شده‌اند. برای تولید رنگ سیان در فرایند ظهور، یک ترکیب فنولی مانند آلفا نفتول به صورت یک همتا عمل می‌کند. به منظور تغییر میزان حلالیت و افزایش سرعت ظهور، در ساختار ظا هر کننده‌ها تغییراتی توسط متخصصهای ظهور فیلم داده می‌شود. مشکلی که در اینجا وجود دارد این است که مواد به کار رفته در محلول ظهور، ممکن است برای بیشتر افراد حساسیت زا بوده و موجب بروز تورم در پوست دست آنها شود. از این رو، همواره کوشش شده‌است با ایجاد تغییرات مناسب، از میزان سمیّت و حساسیت زایی این محلول ظهور فیلم کاسته شود.






فرایند کوداکروم

یک مثال جالب از سیستم عکاسی رنگی که بطور وسیعی به کار برده می‌شود، فرایند کوداکروم می‌باشد. این فرایند برگشت پذیر است، یعنی رنگ‌ها بر حسب ارزشهای صحیح آنها تولید می‌شوند و نه برحسب رنگهای مکمل یا منفی آنها. نخستین ماده ظاهر کننده در فرایند کوداکروم، یک ظاهر کننده فیلم سیاه و سفید بوده‌است.
4:12 am

آزمایشگاه

آزمایشگاه مکانی است که برای انجام آزمایش علمی از جمله آزمایش هایی بر روی مواد شیمیایی ساخته می‌شود. در آزمایشگاه وسایل و مواد آزمایشگاهی ویژه‌ای قرار داده می‌شود که با آن‌ها می‌توان برخی آزمایش‌ها را انجام داد. برای مثال در آزمایشگاه برق، از تجهیزات، قطعات و ابزارهای برقی برای انجام آزمایش هایی بر روی سیستم های برقی استفاده می شود. آزمایشگاه‌ها را می‌توان در مدرسه‌ها و دانشگاه‌ها، صنایع، تأسیسات دولتی و ارتشی و حتی بر روی کشتی‌ها و هواگردها نیز یافت.





در دانشگاه‌ها زمانی که آموزش فراگیر در یک آزمایشگاه و با آموزش انجام یک فعالیت عملی باشد آن را «آموزش آزمایشگاهی» می‌نامند.
معمولا ازمایشگاه ها به دسته های زیر تقسیم می شوند: ازمایشگاه های فیزیک،ازمایشگاه شیمی،ازمایشگاه های کامپیوتر،ازمایشگاه های بهداشت،ازمایشگاه های پزشکی و تشخیص طبی



شیمی
شیمی (به انگلیسی: Chemistry) یکی از دانش‌های بنیادین است که به مطالعه و بررسی ساختار، خواص، ترکیبات، و دگرگونی ماده می‌پردازد. گسترۀ زیاد این دانش باعث شده است تا تعریف‌ یکپارچه‌ برای آن مشکل گردد.



واژه‌شناسی
برخلاف پندار عمومی، واژه شیمی برگرفته از زبان پارسی میانه یا باستان نیست. بلکه دارای ریشه‌ای هند و اروپایی است.



تاریخچه
کوشش های نخستین بشر برای فهمیدن طبیعت مواد و بیان چگونگی دگرگونی آن‌ها ناموفق بود. اندک اندک کوشش ها برای تبدیل مواد کم ارزش، به مواد ارزشمندی چون زر و سیم، منجر به پیدایی دانش کیمیا گردید. هر چند در ظاهر دانش کیمیا به خواست اصلی خود نرسید، اما دستاوردهای کیمیاگران در این راه به اندوخته گرانبهایی تبدیل شد که پایه گذار شیمی مدرن گردید.



نگاه گذرا

نظریه اتمی پایه و اساس علم شیمی است. این تئوری بیان می‌دارد که تمام مواد از واحدهای بسیار کوچکی به نام اتم تشکیل شده‌اند. یکی از اصول و قوانینی که در مطرح شدن شیمی به عنوان یک علم تأثیر به‌سزایی داشته، اصل بقای جرم است. این قانون بیان می‌کند که در طول انجام یک واکنش شیمیایی معمولی، مقدار ماده تغییر نمی‌کند. (امروزه فیزیک مدرن ثابت کرده که در واقع این انرژی است که بدون تغییر می‌ماند و همچنین انرژی و جرم با یکدیگر رابطه دارند.)

این مطلب به طور ساده به این معنی است که اگر ده‌هزار اتم داشته باشیم و مقدار زیادی واکنش شیمیایی انجام پذیرد، در پایان ما همچنان بطور دقیق ده‌هزار اتم خواهیم داشت. اگر انرژی از دست رفته یا به‌دست‌آمده را مد نظر قرار دهیم، مقدار جرم نیز تغییر نمی‌کند. شیمی کنش و واکنش میان اتم‌ها را به تنهایی یا در بیشتر موارد به‌همراه دیگر اتم‌ها و به‌صورت یون یا مولکول (ترکیب) بررسی می‌کند.

این اتم‌ها اغلب با اتم‌های دیگر واکنش‌هایی را انجام می‌دهند. (برای نمونه زمانی‌که آتش چوب را می‌سوزاند واکنشی است بین اتم‌های اکسیژن موجود در هوا و مواد آلی چوب. که نور بر روی مواد شیمیایی فیلم عکاسی ایجاد می‌کند شکل می‌گیرد.)

یکی از یافته‌های بنیادین و جالب دانش شیمی این بوده‌است که اتم‌ها روی‌هم‌رفته همیشه به نسبت برابر با یکدیگر ترکیب می‌شوند. سیلیس دارای ساختمانی است که نسبت اتم‌های سیلیسیوم به اکسیژن در آن یک به دو است. امروزه ثابت شده‌است که استثناهایی در زمینهٔ قانون نسبت‌های معین وجود دارد(مواد غیر استوکیومتری).

یکی دیگر از یافته‌های کلیدی شیمی این بود که زمانی که یک واکنش شیمیایی مشخص رخ می‌دهد، مقدار انرژی که بدست می‌آید یا از دست می‌رود همواره یکسان است. این امر ما را به مفاهیم مهمی مانند تعادل، ترمودینامیک می‌رساند.

شیمی فیزیک بر پایهٔ فیزیک پیشرفته (مدرن) بنا شده‌است. اصولاً می‌توان تمام سیستم‌های شیمیایی را با استفاده از تئوری مکانیک کوانتوم شرح داد. این تئوری از لحاظ ریاضی پیچیده بوده و عمیقاً شهودی است. به هر حال در عمل و بطور واقعی تنها بررسی سیستم‌های سادهٔ شیمیایی قابل بررسی با مفاهیم مکانیکی کوانتوم امکان‌پذیر است و در اکثر مواقع باید از تقریب استفاده کرد(مانند تئوری کاری دانسیته). بنابراین درک کامل مکانیک کوانتوم برای تمامی مباحث شیمی کاربرد ندارد؛ زیرا نتایج مهم این تئوری (بخصوص اربیتال اتمی) با استفاده از مفاهیم ساده‌تری قابل درک و به‌کارگیری هستند.

با اینکه در بسیاری موارد ممکن است مکانیک کوانتوم نادیده گرفته شود، اما از مفهوم اساسی آن، یعنی کوانتومی کردن انرژی، نمی‌توان صرف نظر کرد. شیمی‌دان‌ها برای بکارگیری کلیه روش‌های طیف نمایی به آثار و نتایج کوانتوم وابسته‌اند. علم فیزیک هم ممکن است مورد بی توجهی واقع شود، اما به هر حال برآیند نهایی آن (مانند رزونانس مغناطیسی هسته‌ای) پژوهیده و مطالعه می‌شود.

یکی دیگر از تئوری‌های اصلی فیزیک مدرن که نباید نادیده گرفته شود نظریه نسبیت است. این نظریه که از دیدگاه ریاضی پیچیده‌است، شرح کامل فیزیکی علم شیمی است. مفاهیم نسبیتی تنها در برخی از محاسبات خیلی دقیق ساختمان هسته، به‌ویژه در عناصر سنگین‌تر، کاربرد دارند و در عمل تقریباً با شیمی پیوند ندارند.



بخش‌های اصلی دانش شیمی عبارت‌اند از:

شیمی تجزیه، که به تعیین ترکیبات مواد و اجزای تشکیل دهنده آن‌ها می‌پردازد.
شیمی آلی، که به مطالعهٔ ترکیبات کربن‌دار، غیر از ترکیباتی چون دو اکسید کربن (دی اکسید کربن) می‌پردازد.
شیمی معدنی، که به اکثریت عناصری که در شیمی آلی روی آنها تاکید نشده و برخی خواص مولکولها می‌پردازد.
شیمی فیزیک، که پایه و اساس کلیهٔ شاخه‌های دیگر را تشکیل می‌دهد، و شامل ویژگی‌های فیزیکی مواد و ابزار تئوری بررسی آنهاست.

دیگر رشته‌های مطالعاتی و شاخه‌های تخصصی که با شیمی پیوند دارند عبارت‌اند از: علم مواد، مهندسی شیمی، شیمی بسپار، شیمی محیط زیست و داروسازی.



شیمی‌دان
شیمی‌دان کسی است که بر دانش شیمی اشراف دارد و یا روی آن مطالعه می‌کند.شیمی‌دان‌ها معمولا بر روی ترکیب مواد و خواص آنها کار می‌کنند.



تاریخ
نخستین فرآیند شیمیایی که بشر آن را آموخت ، سوختن است. آتش می‌توانست همه مواد را از نظر ماهیت تغییر دهد.کشف آهن و مس زندگی انسان‌ها را تغییر داد و پس از کشف طلا به عنوان یک فلز قیمتی ، بسیاری بر آن شدند تا راهی بیابند که مس را به آن تبدیل کنند.تبدیل مس به طلا را کیمیا و کسانی که بر آن اهتمام می‌ورزیدند را کیمیاگر نامیدند. بدین ترتیب کیمیاگران ، نخستین شیمی‌دان‌ها بودند.پس از لاوازیه ، دانش شیمی وارد دانشگاه‌ها شد و از آن پس به یک مطالعه تجربی دنبال می‌شد و اندازه‌گیری‌ها و ارزیابی‌های کیفی و کمی آن به ثبت رسید.



آموزش
آموزش در شیمی تقربیا در همه کشورهای دنیا در دوران مدرسه آغاز می‌شود؛ اما آموزش تخصصی آن در دانشگاه آغاز می‌شود.برای شیمی‌دان‌ها ،کاردانی ، کارشناسی ، کارشناسی ارشد ، دکتری و پسادکتری در همه جهان قابل پی‌گیری است.


جایزه‌ها
جایزه نوبل مهم‌ترین و معتبرترین جایزه در شیمی به شمار می‌رود. نشان پریسلی ، جایزه ولف ، جایزه عبدالسلام و جایزه پاولینگ از مهمترین جوایزی هستند که به شیمی‌دان‌ها اعطا می‌شود.



شیمیدانان معروف تاریخ
دمیتری مندلیف،سوانت آرنیوس ،آمادئو آووگادرو ،ویلهلم اسوالد،هرمن اشتودینگر ،هانس کریستین اورستد ،یونس یاکوب برزلیوس ،هانری بکرل،ادوارد بوخنر ،نیلز بور ،رابرت بویل ،سرگی میخائیلوویچ پروکودین گورسکی ،جوزف پریستلی ،لینوس پاولینگ ،جابر بن حیان ،جان دالتون ،پیتر دبای،هامفری دیوی ،ارنست رادرفورد ،محمد زکریای رازی ،کارل زیگلر ،گلن سیبورگ





تاریخ شیمی

تاریخ شیمی به سلسله اتفاقاتی اطلاق می‌شود که از زمان باستان تاکنون برای دانش شیمی اتفاق افتاده‌است. تا ۱۰۰۰ سال پیش از میلاد، تمدن‌های باستان از ابزارهایی استفاده می‌کردند که سرانجام اساس تنوع شاخه‌های شیمی شدند. برای نمونه استخراج فلزها از سنگ معدن، سفالگری با استفاده از لعاب،‎تخمیر آبجو و شراب، تهیهٔ رنگدانه برای لوازم آرایشی و نقاشی، استخراج مواد شیمیایی از گیاهان برای دارو و عطر، تهیهٔ پنیر، ریسندگی، دباغی کردن چرم، تهیهٔ صابون از چربی، ساخت شیشه و ساخت آلیاژهایی مانند برنج.

در گذشته تلاش برای بیان طبیعت مواد و چگونگی دگرگونی آن‌ها ناموفق بود. دانش پیشرفته‌تر کیمیاگری نیز در این مورد ناتوان بود. به هرحال دانش کیمیا به کمک انجام تحقیقات اولیه و ثبت نتیجه‌ها، پایه‌گذار شیمی مدرن بود. تغییر نگرش در شناخت مواد، زمانی شروع شد که رابرت بویل در سال ۱۶۶۱ در کتاب شیمی‌دان شکاک میان شیمی و کیمیا تفاوت قائل شد. پس از آن شیمی با تلاش‌های آنتوان لاووازیه و ارائه قانون پایستگی جرم، به یک دانش تکامل‌یافته تبدیل شد. دغدغهٔ هر دو دانش کیمیا و شیمی شناخت طبیعت مواد و چگونگی دگرگونی آن‌ها بود، اما تنها شیمی از شیوه‌های علمی قوی بهره‌مند شد. با کوشش‌های ویژهٔ جوسایا ویلارد گیبز تاریخ شیمی با ترمودینامیک رابطهٔ عمیقی پیدا کرد.

تاریخ شیمی از آغاز تاکنون با صنعت رابطه‌ای مستقیم داشته‌است. در ابتدای دوران مدرن در اروپا، شیمی از ترکیب دانسته‌های باستان با فعالیت‌های دانشمندان مسلمان در قرون وسطی توسعه یافت. سپس شیمی در کنار فیزیک توانست ماهیت درونی مواد را شرح دهد. امروزه شیمی دانشی بسیار پیچیده‌است که بخش‌های زیادی با اهداف متنوع در زمینه‌های مختلف فناوری دارد.




دوران باستان (۴۰۰۰–۳۰۰ پ. م)
مسلماً نخستین واکنش شیمیایی که بشر توانست آن را کنترل و مهار کند، سوختن و آتش بود. آتش برای مردم باستان، یک نیروی عرفانی بود که می‌توانست یک ماده را به یک مادهٔ دیگر تبدیل کند در حالی که نور و گرما نیز می‌بخشد. آتش بر بسیاری از جوامع تأثیر گذاشت. به طوری که فعالیت‌های روزمره‌ای مانند آشپزی و تهیه نور و گرما تا فناوری‌هایی مانند سفالگری، تهیهٔ آجر و ذوب فلزها همگی وابسته به آتش بودند. آتش سبب کشف شیشه و نحوهٔ پالایش فلزها شد و همین امر پایه‌گذار دانش متالوژی یا شناخت مواد شد. در اوایل نیاز زیادی به دانستن شیوه‌های پالایش فلزها بود به ویژه در مصر باستان (۲۶۰۰ پ. م) که طلا فلزی گرانبها به شمار می‌آمد. کشف آلیاژها باعث شروع عصر برنز شد. نخستین شواهدی که نشان می‌دهد انسان‌های باستان در زمینهٔ دانش متالوژی فعالیت داشتند، مربوط به هزاره‌های پنجم و ششم پیش از میلاد است. پس از آن دانش متالوژی برای یافتن چگونگی ساخت سلاح‌های جنگی برتر به کار گرفته‌شد.



مصر باستان
مصریان باستان در زمان پیش از پادشاهی قدیمی توانستند نوعی سفال براق بسازند که به سفال مصری معروف است. در آن زمان این صنعت گرانبها تلقی می‌شد چراکه این سفال‌ها از خاک رس تهیه نمی‌شدند و از سیلیس و مقادیر کمی آهک و جوش شیرین به دست می‌آمدند. مصریان باستان در زمینهٔ متالوژی نیز توانا بودند و نوشته‌هایی به خط هیروگلیف مصری مربوط به ۲۶۰۰ سال پیش از میلاد موجود است که طلا را توصیف می‌کنند. کیمیا در میان مصریان باستان نیز رواج داشت. کیمیای مصری را بیشتر از طریق نوشته‌های فیلسوفان یونانی می‌توان شناخت. دیوکلتیان، امپراطور روم هنگام حمله به مصر دستور سوزاندن اسنادی که مربوط به کیمیا باشد را داد و به همین دلیل نوشته‌های مصری کمی دربارهٔ کیمیا باقی مانده‌اند که مهم‌ترین آن‌ها پاپیروس استکهلم و پاپیروس لیدن هستند. مصریان عقیده داشتند که علم کیمیا توسط تحوت، خدای دانش و خرد پدید آمده‌است.



ایران باستان
سفالینه‌های خاکستری با لعاب سیاه در ۲۰۰۰ سال پیش از میلاد در تپه حصار و تپه سیلک به وجود آمدند. این سفال‌ها نخستین نوع سفال‌های لعاب‌داری هستند که شناخته‌شده‌اند. ایرانیان باستان برای خودآرایی از موادی مانند سرخاب، وسمه و سرمه استفاده می‌کردند که این مواد را از چربی حیوانات یا خاکستر به دست می‌آوردند و به آن‌ها رنگدانههای طبیعی می‌افزودند. در آن دوران فیروزه به خاطر رنگ زیبایش مورد توجه بود و ایران تنها کشوری بود که این سنگ گرانبها را استخراج می‌کرد.



یونان باستان
فیلسوفان تلاش می‌کردند تا بدانند چرا مواد مختلف خاصیت‌های متفاوت (رنگ، بو و غلظت) و حالت‌های متفاوت (جامد، مایع و گاز) دارند و با شیوه‌های متفاوت با یکدیگر واکنش می‌دهند. در این زمان فیلسوفان یونانی نخستین نظریه‌ها را دربارهٔ شیمی و طبیعت ارائه کردند که تاحدودی این نظریه‌ها متأثر از فرهنگ و تمدن‌های زمان خود بود. برای مثال، تالس تصور می‌کرد آب عنصر اصلی سازندهٔ جهان است. دویست سال پس از او ارسطو از «عناصر چهارگانه» سخن گفت و اعتقاد داشت که جهان از چهار عنصر آب، هوا، خاک و آتش ساخته‌شده‌است.

ارائهٔ نظریهٔ اتمی به دوران یونان باستان بازمی‌گردد. نظریهٔ اتمی مربوط به ۴۴۰ سال پیش از میلاد است. لوکرتیوس (۵۰ پ. م) در کتابی به نام «طبیعت چیزها» (به یونانی: De Rerum Natura) به اندیشه‌های دموکریت و لئوکیپوس اشاره می‌کند. دموکریت ادعا می‌کرد که همهٔ مواد از ذره‌های تجزیه‌ناپذیری به نام اتم تشکیل شده‌اند.

ساعت : 4:12 am | نویسنده : admin | مطلب بعدی
آزمایشگاه شیمی | next page | next page